اثر هوش هیجانی بر موفقیت تحصیلی

بازدید: 2181

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

شاید بتوان گفت:ذهن انسان با دو ویژگی "تفکر" و "احساس" به ارزیابی واقعیتها پرداخته و نسبت به آنها واکنش نشان میدهد.به بیان دیگر، ذهن به کمک "تفکر" به ارزیابی منطقی و به مدد " احساس" به ارزیابی هیجانی واقعیتها میپردازد. این دو نظام، مستقل از یکدیگر بوده ولی در ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر عمل میکنند. در یک تقسیمبندی ساده میتوان از "تفکر" به عنوان هوش منطقی و از "احساس" به عنوان هوش هیجانی نام برد.

بیش از یکصد سال بود که "بهرهی هوشی" به عنوان معیاری برای سنجش هوش فردی محسوب میشد. آزمون بهرهی هوشی نیز تنها شاخصی بود که برای ارزیابی توانایی یادگیری شخص به کار میرفت. به هر حال، این مفهوم در سالهای اخیر مورد چالش علمی قرار گرفته، تا آنکه واژهی هوش هیجانی برای اولین بار، حدود بیست سال پیش مطرح شد. هوش هیجانی یعنی توانایی شناخت و نیز مهار امیال هیجانی خود، درک احساسات دیگران و رفتار سنجیده در روابط انسانی. به عبارت دیگر، فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، میتواند احساسات خود را به خوبی مهار کرده و به شیوهای مناسب آنها را بیان کند. کارکرد هوش هیجانی بسیار سریعتر از هوش منطقی است. این در حالی است که هوش منطقی به دلیل سنجش و تحلیل حوادث، سرعت عمل کندتر ولی در عین حال، اندیشمندانهتری دارد.

به طور خلاصه میتوان گفت:شخصی که از ذهن هوشمند و مطلوبی برخوردار است، از درآمیختن هوشهای منطقی و هیجانی میتواند، ویژگیهای شناختی، فیزیولوژیکی و رفتاری خود را با موفقیت با یکدیگر تلفیق کند. به این ترتیب، اینگونه افراد، با وجود "ضریب هوش منطقی" متوسط، موفقتر از کسانی هستند که نمرههای بسیار بالاتری در این نوع ضریب هوشی به دست میآورند.

در واقع، افراد "باهوش" دارای مجموعهی متوازنی از هوشهای منطقی و هیجانی بوده و میتوانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده و بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف و اعمال، تمایز بگذارند. این افراد قادر خواهند بود تا از اطلاعات احساسی و هیجانی در جهت "تفکر منطقی" و اعمال شخصی به خوبی استفاده کنند.

هوش هیجانی از جمله عوامل بسیار مؤثر در موفقیتهای هر انسانی به شمار میرود. به نظر میرسد افراد کارآمد و اثربخش، لازم است از هوش هیجانی و نیز هوش منطقی کافی برخوردار باشند. درواقع، "سازگاری" که شامل توانمندیهای حل مسأله، ارزیابی واقعیت و انعطافپذیری میشود، در شرایط گوناگون، نیاز به این دو هوش دارد. تا چند سال پیش به نظر میرسید، هر چه بهرهی هوش منطقی فرد بالاتر باشد، موفقیت وی نیز بالاتر خواهد بود، امّا تجربه نشان داده که هرگونه موفقیتی، از جمله موفقیت تحصیلی، در گرو ترکیب متوازنی از هوشهای هیجانی و منطقی باشد.